العلامة المجلسي
167
حياة القلوب ( فارسي )
سبب آن توبهاش مقبول شد ؟ فرمود : سؤال كرد بحقّ محمد وعلى وفاطمه وحسن وحسين عليهم السّلام كه البتة توبهء مرا قبول كنى ، پس حق تعالى توبهاش را قبول كرد « 1 » . وبر اين مضمون أحاديث بسيار از طريق عامه وخاصه منقول است « 2 » ، وبعضي از آنها بعد از اين در كتاب امامت خواهد آمد ان شاء اللّه تعالى . وبه سندهاى ديگر علماى جانبين از ابن عباس روايت كردهاند كه : چون حق تعالى حضرت آدم عليه السّلام را خلق كرد واز روح خود در آن دميد ، عطسه كرد ، پس حق تعالى أو را الهام كرد كه گفت : « الحمد للّه ربّ العالمين » ، پس به أو گفت پروردگارش : « يرحمك ربّك » ، پس چون ملائكة أو را سجده كردند گفت : پروردگارا ! آيا خلقي آفريدهاى كه محبوبتر باشد بسوى تو از من ؟ پس جواب داده نشد . پس بار ديگر سؤال كرد ، جواب داده نشد . پس چون مرتبهء سوم سؤال كرد ، حق تعالى فرمود كه : بلى ، واگر ايشان نبودند تو را خلق نمىكردم . گفت : پروردگارا ! پس ايشان را به من بنما . حق تعالى وحى نمود بسوى ملائكهء حجب كه حجابها را بردارند ، چون حجابها برداشته شد پنج شبح در پيش عرش ديد ، گفت : پروردگارا ! كيستند ايشان ؟ فرمود كه : اى آدم ! اين محمد پيغمبر من است ، واين على أمير المؤمنين است پسر عمّ پيغمبر من ووصىّ أو ، واين فاطمه است دختر پيغمبر من ، واين دو شبح حسن وحسيناند پسران على وفرزندان پيغمبر من ، وفرمود : اى آدم ! ايشان فرزندان تواند . پس شاد شد به اين ، وچون مرتكب آن خطيئه شد گفت : پروردگارا ! سؤال مىكنم از تو بمحمد وعلى وفاطمه وحسن وحسين كه البتة مرا بيامرزى ، پس به اين سبب خدا أو را آمرزيد ، واين است تفسير آن آية فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ فَتابَ عَلَيْهِ « 3 » ، پس چون به زمين آمد انگشترى ساخت وبر آن نقش كرد « محمّد رسول اللّه وعليّ أمير المؤمنين » ، وكنيهء آدم عليه السّلام أبو محمد بود « 4 » .
--> ( 1 ) . تفسير الدر المنثور 1 / 60 ؛ مناقب ابن المغازلي 104 . ( 2 ) . تفسير فرات كوفي 57 ؛ نهج الحق 179 . ( 3 ) . سورهء بقره : 37 . ( 4 ) . بحار الأنوار 11 / 175 .